خداوند |

خداوند بی نهایت است و لا مکان و لا زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می شود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

و به قدر ایمان تو کارگشا می شود

یتیمان را پدر می شود و مادر

نا امیدان را امید می شود

گمگشتگان را راه می شود

در تاریکی ماندگان را نور می شود

محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود و همه کس را

به شرط اعتقاد

به شرط پاکی دل

به شرط طهارت روح

و به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهایتان را از هر اندیشه ی خلاف

و زبان هایتان را از هر آلودگی در بازار

بپرهیزید از هر ناجوانمردی , ناراستی و

نامردی

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه . . .

بر سفره ی شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان

می نشیند

در دکان های شما کفه های ترازویتان را میزان

می کند

در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا

یافت نمی شود ؟؟؟؟

 


نوشته شده توسط پرواز در پنجشنبه 17 بهمن 1387 و ساعت 09:10 ب.ظ
فرزانگی | از هر دری... ,

 

از مكتب فرزانگی

 

برای خوب اداره كردن یك كشور؛

 

چیزی سودمندتر از مدارا و میانه روی نیست

نشانه انسان میانه رو

رهایی از ایده های شخصی است،

شكیبا چون آسمان،

همه گیر چون تابش خورشید،

استوار چون كوه،

انعطاف پذیر چون درختی در باد،

هدفی در نظر ندارد

و همه چیز را به كار میگیرد. 

 

ملت بزرگ مانند مردی بزرگ است؛

 

وقتی اشتباهی مرتكب میشود،متوجه آن میشود

و آن را میپذیرد.

با پذیرش اشتباه آن را اصلاح میكند.

كسانی را كه نقص هایش را به او گوشزد میكنند،

آموزگاران مشفق خویش میداند

و دشمنانش را سایه های خویش.

 

تائوت چینگ

 


نوشته شده توسط پرواز در پنجشنبه 9 آبان 1387 و ساعت 08:41 ب.ظ
روزگار عجیبی ست نازنین | از هر دری... ,


دهانت را می بویند.
مبادا گفته باشی دوستت می دارم.
دلت را می بویند...
روزگار غریبی ست نازنین.
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند.
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند.
به اندیشیدن خطر مکن.
روزگار غریبی ست نازنین.
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
آنک قصابانند
بر گذر گاه مستقر
با کنده و ساطوری خون آلود.
روزگار غریبی ست نازنین.
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی ست نازنین.
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته ست.
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد.

زنده یاد احمد شاملو


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرواز در پنجشنبه 4 مهر 1387 و ساعت 11:09 ق.ظ
نوروز به روایت دوربین | از هر دری... ,

نوروز بر شما فرخنده باد

نوروز

گرامیداشت جشن نوروز در آرامگاه شاعر حماسه سرا و پارسی گوی ایران حکیم فردوسی توسی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرواز در پنجشنبه 8 فروردین 1387 و ساعت 10:03 ق.ظ
ژاله اصفهانی | از هر دری... ,

 سلام

به مناسبت در گذشت شاعر نامی ژاله اصفهانی بخشی از بیوگرافی  بانوی گرانقدری که متأسفانه بیش از 60سال از عمر پر ارزش خود را دور از خاک وطن سپری کرد ولی با عشق و علاقه فراوان دمی از یاد فرهنگ وادبیات ایران غافل نشد را خدمتتان ارائه می دهم 

ژاله اصفهانی در سال 1300 در اصفهان پا به جهان گذاشت پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در دانشكده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت در سال 1325 در سن 25 سالگی به همراه همسرش که افسر نیروی دریایی بود ناگزیر به مهاجرت از ایران شد و به اتحاد جماهیر شوروی رفت در نخستین بخش زندگی خود در مهاجرت دوره 5 ساله ادبیات را در باكو به پایان رساند و با آموختن زبان آذربایجانی بیش از هزار بیت از سروده های سخنوران كلاسیك و معاصر آذربایجان را به شعر فارسی برگرداند سپس درسال 1333 همراه همسر و دو پسر خود برای ادامه تحصیل به مسكو رفت و در سال 1339 با درجه دكترا در رشته ادبیات از دانشكده دولتی لامانوسف مسكو فارغ التحصیل شد با آغاز كار علمی در انستیتوی ادبیات جهان ماكسیم گوركی رساله ای به نام نیما یوشیج پدر شعرنو پارسی به زبان روسی در مسكو منتشر ساخت این كتاب نخستین اثری است كه در روسیه درباره نیما به چاپ رسید ژاله در سال 1359 به ایران بازگشت و پس از چند سال با از بین رفتن فضای باز سیاسی این بار به لندن رفت و تا هنگام مرگ در 29/11/2007   در آنجا زندگی کرد  اثار او همواره مورد توجه و استقبال مبارزان آزادی  ودمکراسی و پیشرفت  و روشنفکران بوده و خواهد بود .   یادش گرامی باد!

آثار ژاله اصفهانی : زنده رود- اگر هزار قلم داشتم – ای باد شرطه – سرود جنگل – البرز بی شکست – موج در موج – خروش خاموشی – ترنم پرواز  شکوفه شکفتن

شعر زیر یکی از اشعار زیبای اوست

شاد بودن هنر است

بشکفد بار دگر لاله رنگین مراد
غنچه سرخ فرو بسته دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روزگاری که به سر آمده آغاز شود
روزگار دگری هست و بهاران دگر
شاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاتر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی جان شب و روز
بی خبر از همه خندان باشیم
بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد
کاشکی آینه ای بود درون بین که در آن خویش را می دیدیم
آنچه پنهان بود از آینه ها می دیدیم
می شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیک پیروزی و امید شدن
شاد بودن هنر است گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست.
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.

۹/۹/۱۳۸۶

لینک مرتبط

 


نوشته شده توسط پرواز در جمعه 16 آذر 1386 و ساعت 09:12 ق.ظ
دور باطل من | از هر دری... ,

دور بــــاطـل مـــن

 

حافظ آن زمان كه این نظم پریشان مینوشت         طایر فكرش به دام اشتیاق افتاده بود

یك چیزی در درونم هست،یك چیزی مازاد بر آن چیزی كه هست و باید باشد.یك چیزی مثل شك، یك مانع، نه!!!!!! شك به او نه!!!شك به آنچه كه میدانم، به آنچه كه هست به احساسم، به اینكه این چیزی كه هست ، میخواهم باشد، میخواهم اصل باشد و بماند؛مال خودم است؟ نكند مال خودم نیست و من باز هم از حقیقت دورم! آنقدر دور  به اندازه فاصله داشتن و نداشتن ، بودن و نبودن و به اندازه فاصله حق و باطل.نمی دانم این خوب است یا بد، این حس را میگویم یا هر چیزی كه اسمش هست !شـــــك ! یك زنگ خطر كه مرا از پیوستن و نزدیك شدن منع میكند، این شك زائیده خیالات است؟ زاییده اندیشه است؟ زاییده حق است؟!! نمی دانم! این زنگ مدام به صدا در میاید و میگوید تو اینقدر نیستی یا شاید میگوید، نه فقط گفتن بلكه فریاد میزند كه تو كمــــی انگار میخواهد كه من به حقیقتی پی ببرم و ان هم  اخــــــلاص‌‌‌.‌می خواهد گوشزد كند كه مقصد اینست اخـــــــلاص . میخواهد بگوید منم آنچیزی كه تو نمیخواهی و هستم تا اخـــــــلاص ! و تا اخلاص راه بسیار است. راه بسیار است تا حق تا یگانگی. میدانم آری حال میدانم ،هر چه از او برسد عین رحمت است! قهرش، نازش عین رحمت است .من نازت را خواهم كشید .با من بمان و بر من بتاز كه تاختن تو بر من گوارا باد

 

ایمان واحه ای است در كویر قلب كه كاروان فكرهرگز ازآن حوالی عبور نخواهد كرد. ( جبران خلیل جبران)

این نوشته مربوط یه پنج سال پیش میشود.چه ساده میشناختمش و چه به سادگی  در آغو ش میكشیدمش.چه سادگی دلفریبی . حالا كه با دقت می نگرم درمی یابم اشتیاق همه ان چیزی است كه یك انسان دارد.هرگاه كه شوق دست یافتن به چیزی  در قلب او زاییده میشود در همان لحظه، آن خواستنی را صاحب شده.من در ان لحظات خالص بودم و با خالق خود یگانه ،هر چند كه به عبث غمگین بودم ومیگریستم و فكر میكردم كه این فقط یك خواسته است ..نه !راه بسیاری نیست !اصلا فاصله ای در كار نبود و من چقدر خسته ام از این گردش های گونا گون چرخ كه ذهنم را از وسواس ها ،اما و اگرها ، پرسش و پاسخ ها  ، تبحر و تخصص ها  انباشته و در حقیقت آلوده كرده و در عوض آن یگانه دارایی من .آن اول و آن آخر من را از من ربوده .بله اشتیاق مرا از من ربوده.


نوشته شده توسط پرواز در دوشنبه 26 شهریور 1386 و ساعت 10:09 ق.ظ
نیایش برای صلح | از هر دری... ,

نیایش برای صلح

متن زیبا و معروف نیایش برای صلح،تا پیش از 1913 ناشناخته بود.این متن پشت یکی از شمایلهای" فرانچسکوی قدیس" نگاشته شده بود. اما اتتساب این نیایش به او،در1936 تأ یید گردید و پس از آن که متن آن در 1945از تریبون سازمان ملل در سانفرانسیسکو  خوانده شد، انتشارجهانی یافت  

خداوندا،مرا وسیلۀ صلح خویش قرار ده.

آنجا که کین است ،بادا که عشق آورم.

آنجا که تقصیر است ،بادا که بخشایش آورم.

آنجا که تفرقه است،بادا یگانگی آورم.

آنجا که خطا است،بادا که راستی آورم.

آنجا که شک است،بادا که ایمان آورم .

آنجا که نومیدی است ،بادا که امید آورم.

آنجا که ظلمات است،بادا که نور آورم.

آنجا که غمناکی است ،بادا که شادمانی آورم.

 

خداوندا ،بادا که بیشتر در پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن،

در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن،

در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن.

 

چه با دادن است که می گیریم،

با فراموشی خویشتن است که خویشتن رابازمی یابیم .      

 با بخشودن است که بخشایش به کف میآوریم،

با مردن است که به زندگی بر انگیخته می شویم.

 

منبع: وبلاگ حقیقت چیزی خارج از وجود مانیست


نوشته شده توسط پرواز در جمعه 8 تیر 1386 و ساعت 09:06 ق.ظ
شعر/نابرابری | از هر دری... ,

كودك نابرابری

یكبار او را در آغوش دستانی هراسان دیدم      

بار دیگر او را در پشت درهای انتظار

و بار دیگردوان دوان در قفای چادری وصله شده

و هر بار به چشمانش خیره شدم

و گام هایم سست شد

و هر بار ترس را در وجودش حس كردم

ترس از دستانی كه برای نوازشش گشوده میشوند

ترس از نگاهی كه از محبت سرشار است

چه میگذرد براو

                    آه چه میگذرد؟!

چه میگذرد بر ان رخساره شرمگین

چه شد كه چشمانش شكوفه دادند

                                       چه شد؟!

ای كاش روزگاری كه او را در آغوش وحشت رهاكرد

                                                                  بازش ستاند     

آیا روزی فرا خواهد رسید!!!

پرواز

 

 


نوشته شده توسط پرواز در سه شنبه 22 خرداد 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
شعر | از هر دری... ,

پاجوش

كهن سال درختی هستم

                           رسته در پهلوی سنگی

ریشه هایم را بنگر كه چگونه میروند!

پیاله زمان را سر میكشند و به ارامی میخزند

 

ناگهان جرقه ای(نطفه ای بسته شده)

 

جوانه خواهم زد

                    جوان خواهم شد

                                       دل سنگ را خواهم شكافت

(تولدی دوباره)

 

سر خواهم برافراشت

                         به اسمانی دگر

به اسمانی كه زمینش

نه اب را به تن ونه تن را به باد خواهد سپرد

به اسمانی كه

 میتوان به خورشیدش خیره شد

 

سر خواهم برافراشت

                         درختی خواهم شد

درختی كه هر برگش واژه زمان را معنی خواهد كرد

 

درختی خواهم شد

                       به بار خواهم نشست

زیبایان در وسعت سایه ام خواهند ارمید

كودكان رشته های نور را به دست خواهند گرفت و                                                

                                                         تاب خواهند خورد

صبح دم با بوسه های بادچشم خواهم گشود

زلفان را به پنجه هایش خواهم سپرد  و

در ترسیم دوباره مرزهای بودنم

امدن صبح را سوگند خواهم خورد

 

پرواز


نوشته شده توسط پرواز در جمعه 11 خرداد 1386 و ساعت 11:06 ق.ظ
نوروز | از هر دری... ,

شكوه رستن

چگونه خاك نفس می كشد ؟ بیندیشیم

چه زمهریر غریبی !
شكست چهره مهر
فسرد سینه خاك
شكافت زهره سنگ !
پرندگان هوا دسته دسته جان دادند
گل آوران چمن جاودانه پژمردند

در آسمان و زمین ، هول كرده بود كمین
به تنگنای زمان ، مرگ كرده بود درنگ !

به سر رسیده جهان ؟
پاسخی نداشت سپهر
دوباره باغ بخندد ؟
كسی نداشت یقین
چه زمهریر غریبی ....

چگونه خاك نفس می كشد ؟
بیاموزیم :

شكوه رستن اینك :
طلوع فروردین !
گداخت آنهمه برف
دمید اینهمه گل
شكفت اینهمه رنگ ،

زمین به ما آموخت
ز پیش حادثه باید كه پای پس نكشیم
مگر كم از خاكیم
نفس كشید زمین ما چرا نفس نكشیم ؟

 

فریدون مشیری

نوشته شده توسط پرواز در سه شنبه 29 اسفند 1385 و ساعت 11:03 ق.ظ
طنز/دعای مخصوص سال نو | از هر دری... ,

دعای مخصوص سال نو

   خداوندا 100 ملت متمدن آفریدی و ما را عضو هیچ کدام قرار ندادی تو را شکر می گوییم که اینگونه قدر خوشی نداشته را به ما فهماندی.

   خداوندگارا همه ممالک دنیا را به سمت پیشرفت رهنمون شدی ، ما را عقب گرد فرمودی تو را شکر می گوییم که لذت زندگی در تاریخ صدر اسلام و حتی جاهلیت قبل از آن را به ما نمودی .

   خداوندا اگر چه شکمهایمان گشنه است اگرچه حقوقی نمی گیریم اگرچه هزار آرزو در یک جیب و هزار تومان در جیب دیگر داریم تو را شکر می گوییم که ما را از نعمت انرژی اتمی برخوردار خواهی کرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاری قرار دادی . فقط خداوندا کاری نکن که ما را از چشم بیرون بیاورند و در زباله دان بیندازند.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط پرواز در جمعه 25 اسفند 1385 و ساعت 10:03 ق.ظ
بنیوش | از هر دری... ,

تقدیم به همه شما

سنگی كه طاقت ضربه های تیشه را نداردتندیس زیبایی نخواهد شد. تو یك بار فرصت داری از وجود خودت تندیس بسازی پس از ضربه های تیشه خسته نشو.

بذر الهی در وجودمان است. بذر گلابی به درخت گلابی و بذر فندق به درخت فندق مبدل میشود...و بیندیش

                بذر الهی به خدا

 


نوشته شده توسط پرواز در یکشنبه 29 بهمن 1385 و ساعت 09:02 ق.ظ
مطبوعات در لایحه بودجه ۸۶ | خبر ,

شفافیت حمایت از مطبوعات در لایحه بودجه 1386

 

برای نخستین بار در سال   1386 برنامه حمایت دولت از مطبوعات به صورت شفاف آمده است ، در سالهای گذشته این موضوع در قالب ردیفهای پنهان مطرح می شد و به تبع  امكان قضاوت مستند را نیز به حد اقل كاهش می داد. اما لایحه بودجه در سال 1386 به صورت شفاف این حمایت ریالی را به شرح جدول ذیل به تصویر كشیده است.

جدول حمایت از مطبوعات در لایحه بودجه سال 1384

شماره طبقه بندیشرح دستگاه و برنامهمبلغ به میلیارد تومان
114000وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
30255برنامه حمایت و ارتقای مطبوعات 9934/6
114046یارانه كاغذ چاپ و مطبوعات
30255برنامه حمایت و ارتقای مطبوعات02/54
جمع كل0134/61

 


همانطور كه ملاحظه می شود سازمان مدیریت و برنامه ریزی مبلغ 61 میلیارد تومان برای یارانه و حمایت از مطبوعات در سال 1386 اختصاص داده است. حال كه سازمان مدیریت، برای بودجه ریزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نسبت سال پیش شفافیت نسبی را در لایحه لحاظ ساخته ، ضروری است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز نحوه تخصیص 61 میلیارد تومان به مطبوعات و همچنین 97میلیارد حمایت از چاپ كتاب را شفاف نماید و مشخص سازد كه از این یارانه ۱۵۸ میلیارد تومانی، چه مقدار به كتب و مطبوعات دولتی و چه مقدار به كتب و مطبوعات بخش خصوصی اختصاص خواهد یافت. و این گونه نشود كه دولت به خودش یارانه دهد و به حساب دیگران بنویسد.
لازم به ذكر است بر اساس بند « ز » ماده 104 قانون برنامه چهارم توسعه كه اشعار دارد: « ساماندهی نظام یارانه‌ای بخش فرهنگ . . .  با رویكرد تغییر نظام پرداخت یارانه از تولید به سمت مصرف، برای كلیه اقشار جامعه و خرید محصولات فرهنگی » سوق یابد؛ یارانه ها نیز باید از بخش تولید و به خصوص از ردیف یارانه كاغذ چاپ ( كتاب و مطبوعات به مبلغ 140 میلیارد تومان ) حذف ( یا تعدیل) و مستقیم در اختیار شهروندان برای خرید این كالاها ی فرهنگی قرار گیرد. لذا
لایحه كنونی بر خلاف قوانین برنامه چهارم توسعه تنظیم و تدوین شده است.
خاطر نشان می شود
نگارنده معتقد به حذف كامل یارانه كاغذ بوده و اعتقاد راسخ دارد كه این یارانه فقط امكان رقابت سالم را از بخش چاپ و نشر و مطبوعات سلب می كند.


دکتر حسن سبیلان اردستانی
نوشته شده توسط پرواز در جمعه 20 بهمن 1385 و ساعت 07:02 ق.ظ
ارتباطات | خبر ,

" خلاصه نویسی برای رسانه ها " رونمایی می شود

کتاب " خلاصه نویسی برای رسانه ها " تالیف دکتر امید مسعودیبا حضور اساتید علوم ارتباطات رونمایی می شود

به گزارش خبرنگار مهر، در جریان رونمایی این کتاب که 18 بهمن ماه در کافه تیتر برگزار می شود اساتیدی چون دکتر ساروخانی، توکلی، شکرخواه و معتمدنژاد حضور خواهند داشت.

دکتر مسعودی نویسنده این کتاب با اشاره به معضل مفصل گویی و مفصل نویسی در فرهنگ عمومی و مراکز دانشگاهی گفت: امروز سخنرانی های آکادمیک در دنیا پانزده دقیقه است و اساتید ما زمانی که به خارج از کشور می روند نمی توانند کوتاه و گزیده سخن بگویند.

وی ادامه داد : در این کتاب تاکید کرده ام که تنها باید اصل مطلب را گفت. خلاصه نویسی امروز یکی از مهم ترین شیوه های ارتباطی در دنیاست و مبنایی برای ارتباطات رسانه ای به شمار می رود.

 امید مسعودی گفت: این کتاب یکی از مباحثی را که در کتاب " مبانی نگارش رسانه ای " (1380) طرح شده بود، گسترش داده و به عنوان مبحث خلاصه نویسی در رسانه ها مجزا شده است.

به گزارش مهر، " خلاصه نویسی در رسانه ها " حاصل دو سال پژوهش  و نگارش دکتر امید مسعودی از سوی نشر خجسته منتشر شده است.

در اینجا میتوانید نقدی که منتقد ارتباطات بر کتاب مذکور نوشته اند را ملاحظه فرمایید.


نوشته شده توسط پرواز در سه شنبه 10 بهمن 1385 و ساعت 09:01 ق.ظ
باید که دوست بداریم یاران | از هر دری... ,

حرف دل

دلم بد جوری گرفته . هر وقت که به یاد اون دختر ۱۵ ساله میافتم که چطوری با سرنوشتش گلاویز شده بود. احساس ناتوانی می کنم .از اینکه هر روز وهرشب توی خیابونمون دو تا ،گاهی هم چند تا نوجوون و می بینم که دارن مواد مخدر مصرف میکنن و از بس که تو حال خودشونن که حتی متوجه عابرین نمیشن قلبم میسوزه.از اینکه دیگه صداقت تو رفاقت ها جایی  نداره دلم میگیره .

رابطه سرمای هوا و کسایی که سقف بالای سرشون نیست رابطه چشمای منتظر زهرا با دستهای خالی باباش... رابطه سردی زمین وپسرکی که پشت یک ترازوی زوار در رفته به خواب رفته و هزاران رابطه دیگه وجود داره که ذهن من نمیتونه دركشون كنه

و این ناتوانی ....دلم بدجوری گرفته              

سرود پیوستن 

 باید كه دوست بداریم یاران
فریادهای ما اگرچه رسا نیست


باید یكی شود

باید كه چون خزر بخروشیم
باید تپیدن هر قلب
اینك سرود
باید كه سرخی هر خون
اینك پرچم

باید كه قلب ما
سرود و پرچم ما باشد

باید كه دوست بداریم یاران
در هر سپیده‌ی البرز نزدیك‌تر شویم
باید یكی شویم

اینان هراسشان ز یگانگی ماست
باید كه سركشد طلیعه‌ی خاور از چشم‌های ما
باید كه لوت تشنه
میزبان خزر باشد
باید كویر فقر...
باید كه دست‌های خسته بیاسایند
باید كه سفره‌ی رنگین

باید كه دوست بداریم یاران
باید بهار
در چشم كودكان جاده‌ی ری
سبز و شكفته و شاداب
باید بهار را بشناسند
باید جوادیه، سرِ پل بنا شود
پل
این شانه‌های ما
باید كه رنج را بشناسیم
وقتی كه دختر رحمان
از یك تب دوساعته می‌میرد
باید كه قلب ما
سرود و پرچم ما باشد

خسرو گل‌سرخی

گرامی باد یاد و خاطره‌ ی خسرو گلسرخی كه در 29 بهمن 1352 در برابر جوخه‌ی اعدام به شهادت رسید


نوشته شده توسط پرواز در پنجشنبه 5 بهمن 1385 و ساعت 10:01 ق.ظ
ماه محرم | نقد ,

بیندیشیم به آنچه میندیشیم!

در این روزها همش فکر میکنم که چه میشود که مردم ناگهان اینگونه تغییر رویه میدهند لباس سیاه میپوشند به جای موسیقی پاپ نوحه گوش میدهند.شبها تو خیابان تجمع میکنندو...گاها اصلاح ونظافت هم نمیکنند !و...مگر میشود؟ که چه؟

به نظر من این برنامه ها چسبیدن به همان سنتهای دیرینه است که از درون تهی  شدند چون که یک زمانی برای زنده نگهداشتن یک حقیقت بزرگ در میان مردم همان عصر مناسب بوده اما امروز من با چشم خود میبینم که این مراسم حکم یک کارناوال را پیدا کرده یک مراسم بی مفهوم شده صرفا یک حرکت جمعی مفرح شده بنابراین باید چاره ای اندیشید !این شیوه برای جوانان ما كارآمد نخواهد بود.بایدکارفرهنگی انجام داد. آخر  این حرکات زودگذر قادر نخواهد بود،علی وارزیستن، حسین وار زیستن و انسانی زیستن را برای نوجوان این عصر تشریح کند. اما من این مراسم را نمیتوانم رد کنم چون ما در جامعه ای زندگی میکنیم که در حال گذار است و انسانهای متعلق به سه دوره متفاوت در کنار هم زندگی میکنند بلكه معتقدم كه باید روی دو موج اخرهم كار كرد!

 

 


نوشته شده توسط پرواز در سه شنبه 3 بهمن 1385 و ساعت 11:01 ق.ظ
گریز | مقاله ,

                         

                     

گریز

اورا تنگ در آغوش کشیدم، دستانش را فشردم و در حالتی میان شوق و درماندگی در برابر چشمانش پرسایش زانو زدم و گفتم:" یافتم!" به او . ..                            

                       

                                 Escape


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرواز در دوشنبه 2 بهمن 1385 و ساعت 11:01 ق.ظ
| از هر دری... ,

روزشمار دوران دانشجویی من 

دوری محل زندگی وكار  از دانشگاه باعث شده بود كه  مدام در سفر باشم.مخصوصا دوشنبه ها !

افسوس چه زود به پایان رسید…


ادامه مطلب

نوشته شده توسط پرواز در چهارشنبه 29 آذر 1385 و ساعت 10:12 ق.ظ
| مقاله ,

کردستان پاره تن ایران است

از این حس روز افزون تجزیه طلبی . . . .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرواز در چهارشنبه 29 آذر 1385 و ساعت 09:12 ق.ظ
| از هر دری... ,

رای  دادن  یا  ندادن ... !

با انتخابات شورای شهر چطورید ! شركت كردن یا شركت نكردن مسئله اینست !


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرواز در چهارشنبه 29 آذر 1385 و ساعت 09:12 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ خداوند+ فرزانگی+ روزگار عجیبی ست نازنین+ نوروز به روایت دوربین+ ژاله اصفهانی+ دور باطل من+ نیایش برای صلح+ شعر/نابرابری+ شعر+ نوروز+ طنز/دعای مخصوص سال نو+ بنیوش+ مطبوعات در لایحه بودجه ۸۶+ ارتباطات+ باید که دوست بداریم یاران

صفحات: 1 2 3